بوی عطر...

حس میکنم تو رو ...تو هَر شبِ خودم

بوی عطر...

حس میکنم تو رو ...تو هَر شبِ خودم

شُمالِ جآنَم

شنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۸، ۱۰:۴۲ ب.ظ

🌼سفر اولم به شمال اونم رامسر شاید بیست سالگی یا بیست و دوسالگیم بود اون وقتا گوشی اندرویددو یا سه بود و من یه نه چندان عالیشو داشتم سفر کاروانی بود و چندتا ازدوستام همراهم

 دوست داشتم عکسای قشنگ داشته باشیم و طبیعت سبز و بارونیش با عکسا یادگاربمونه برام😊.

کیفیت گوشی بچه ها بهتر بود و خواستم گیرنده عکسا باشن ساحل سنگی و بارون و لباسای خیس شدن خاطره من از اولین شمال زندگیم 

برگشتیم و عکسا رو گرفتم بخاطر نبود سیستم و خراب شدن رَم گوشی عکسا از بین رفت😔 حالا فقط چندتا تصویر و تله کابین و سبزی بی پایان و صدای موج دریا برام مونده

حالا که دیگه گوشی با کیفیت تر دارم سفرشمال برام جور نشده دوستام سرشون شلوغه

آرزو دارم بازم برم همون تیکه جا همون یه تیکه رامسر که دلم و پیش خودش نگه داشته❤

اگر اهل خطه سرسبز هستید جای منم از بارون و مه و قشنگی اش لذت ببرید و بدونید یکی هر روز دلش هوای اونجا رو داره❤

۹۸/۰۵/۱۲
bahar saani

نظرات  (۴)

ای بابا حالا امروز که عازم شمالم یعنی دلم همش باید پیش شما باشه؟عکس بگیرم بفرستم حسابه!؟ :) البته بعید میدونم بریم رامسر ولی باز:)

پاسخ:
اقا قبوله خیلیم قبوله
جای من لذتشو ببر و هربار نفس میکشی یکیم واسه من بکش😁😁
نه من جنوبم
ولی به دلایلی خیلی زیاد میریم شمال
پاسخ:
بازم خوش به سعادتتون🌱
۱۲ مرداد ۹۸ ، ۲۳:۰۸ میر پدرام خاتم نژاد پاکزاد
لایک
حتما
پاسخ:
اهل شمال اید؟؟
خوش به سعادتتون هر روز لذت ببرید و خسته شدید یاد ما بیفتید که دنبال چند ساعتشیم🌱